خبرگزاری فارس نوشت: انتقادهای دنبالهدار علی کریمی از بازیکنان تیم ملی از جمله اینکه «این تیم ملی مردم نیست و برای یکلقمه نان طرفداری جمهوری اسلامی را میکنند» بار دیگر بحث قدیمی «حکومتی بودن» چهرههای ورزشی را به صدر شبکههای اجتماعی آورد؛ مصاحبههای اخیر طارمی و شجاع خلیل زاده و شیوۀ برخورد با انتقادها از عملکرد تیم ملی نیز هیزم تازهای برای این آتش بوده.
اتهامی که در سالهای اخیر از سوی رسانههای ضدایرانی نیز تکرار شده. اما بررسی روند کنونی نشان میدهد ماجرا پیچیدهتر از یک اختلاف سلیقه بین یک بازیکن اسبق و بازیکنان فعلی تیم ملی است.
تیم ملی فوتبال، در شکل طبیعی خود، یکی از نمادهای وحدت اجتماعی در جهان است؛ در اسپانیا بازیکنان بارسلونا که اهل ایالت جداییطلب کاتالونیا هستند، شانهبهشانه بازیکنان رئالمادرید برای قهرمانی کشورشان میجنگند.
در سالهای اخیر اما فضای رسانهای در خارج تلاش کرده این نماد غیرسیاسی را به یک نشانۀ سیاسی تبدیل کند. اینترنشنال و رسانههای شبیه آن با زدن برچسب «حکومتی» یا «جناحی» به یک بازیکن یا تیم ملی تلاش میکنند تیم ملی را از حالت فراجناحی خارج و به یک نقطۀ دعوا بدل کنند.
نتیجه، شکلگیری یک دوقطبی است: حمایت از بازیکن مترادف «حمایت از حکومت» است و انتقاد هم معنی با «همراهی با مردم».
پیامد چنین روندی در طولانیمدت، فراتر از فوتبال است. در شرایطی که جامعه با فشارهای اقتصادی و تنشهای روزمره روبهرو است، ازدسترفتن همین فضاهای مشترکِ تنفس جمعی باعث میشود بخشهایی از مردم از شادیهای ورزشی نیز احساس بیگانگی کنند.
نمونه روشن آن زمانی است که موفقیتهای ورزشی، از قهرمانی کشتی در مسابقات قهرمانی جهان گرفته تا صعود فوتبال به جام جهانی به دلیل همین برچسبها، برای برخی گروهها «متعلق به خودشان» تلقی نمیشود و حتی میترسند در شبکههای اجتماعیشان پست و استوری از بازیکنان بگذارند و ابراز شادی کنند.
تحلیل محتوای رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نشان میدهد این قطبیسازی یک استراتژی آگاهانه است؛ تبدیل نمادهای ملی به نقاط نزاع، تضعیف تجربههای مشترک و ایجاد شکاف در حوزههایی که ذاتاً سیاسی نیستند. همکاری با برخی چهرههای ورزشی و هنری هم که از ایران رفتهاند، این روند را سریعتر کرده است.
آنها فعالانه در تلاش هستند تا در جامعۀ ورزش ایران یارکشی کنند و ورزشکاران را تشویق به واکنشهای افراطی کنند. در مقابل این رسانهها در هفتههای اخیر بارها علیه علیرضا دبیر، وحید شمسایی و هادی چوپان به دلیل بیان نظراتشان درباره ایران حمله کردهاند. تلاشی برای خاموشکردن صدای ورزشکاران و گرفتار کردن آنها در مارپیچ سکوت. جایی که کسی جرئت ارائه نظرش خلاف آنان را نداشته باشد.
این همان هدفی است که در سالهای اخیر امثال کریمی دنبال میکنند. «جایی که من در آن نیستم، وحدت و شادی هم نباید باشد».