counter create hit نقشه شوم شوهر برای زن خائن / با فرشید وارد باغ شدم ولی امیر در آنجا منتظرم بود!
۳۱ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۵
کد خبر: ۲۶۸۲۵۵

نقشه شوم شوهر برای زن خائن / با فرشید وارد باغ شدم ولی امیر در آنجا منتظرم بود!

خرداد: وقتی با فرشید وارد باغش شدم به من گفت چند لحظه منتظر باش من الان برمی گردم، هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که در باز شد و امیر با چشمانی پر از نفرت وارد شد...

به گزارش خرداد به نقل از رکنا، بچه که بودم آرزوی خیلی چیزها را داشتم؛ از یک عروسک گرفته تا یک کیف نو برای مدرسه، به خاطر وضعیت مالی پدرم تا دیپلم بیشتر درس نخواندم. یک روز به‌طور اتفاقی در خیابان با امیر آشنا شدم، مدت یک سالی با هم دوست بودیم تا این‌که امیر به همراه خانواده‌اش به خواستگاریم آمد، با اصرار فراوان من، پدر و مادرم راضی شدند و من و امیر باهم ازدواج کردیم.
امیر خانه‌ای اجاره کرد و خودش هم در یک مغازه مشغول به کار شد. روزها می‌گذشت اما از زندگی رویایی که امیر در دوران دوستی مدام از آن حرف می‌زد خبری نبود. او سرکار می‌رفت و تا دیر وقت مغازه بود، من هم به خاطر این‌که از تنهایی بیرون بیایم تصمیم گرفتم سرکار بروم، اولش امیر مخالف بود اما با اصرار زیاد، راضی شد و من در یک شرکت مشغول به کار شدم. دوستان زیادی برای خودم پیدا کردم که همه آنها گوشی اندروید داشتند، من هم با اولین حقوقی که گرفتم یک گوشی هوشمند خریدم و کم کم خودم را در شبکه‌های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام مشغول کردم و تا دیر وقت که همسرم برمی گشت مشغول چت کردن بودم.
دیگر آن قدر به چرخیدن در فضای مجازی وابسته شده بودم که وقتی هم که امیر در خانه بود به اتاقم می‌رفتم و در را می‌بستم و مشغول چت کردن می‌شدم تا این‌که یک شب امیر به من شک کرد و پیامک‌هایم را دید، آن شب کتک مفصلی به من زد و گفت دیگر نباید سرکار بروم، اما من قبول نکردم.
جدال من و امیر بر سر بیرون کار کردن همچنان ادامه داشت تا این‌که یک روز که در محل کارم بودم پیامک عاشقانه‌ای از طرف یک فرد ناشناس به دستم رسید. اولش اعتنایی به او نکردم و جوابش را ندادم تا این‌که یکی دو بار برایم به صورت ناشناس هدیه فرستاد، خلاصه ارتباط من با او که خودش را فرشید معرفی کرد شروع شد. چند باری با هم به رستوران رفتیم تا این‌که یک روز مرا به باغش دعوت کرد اما من قبول نکردم. چند روزی گذشت، بعد از این‌که دیدم دیگر به تماس‌هایم جواب نمی‌دهد پیامکی برایش فرستادم و گفتم آدرس باغ را ارسال کند!
استرس زیادی داشتم. وقتی به باغ رفتم او مرا به داخل اتاقی برد و گفت، چند لحظه منتظر باش من الان برمی‌گردم و بعد رفت، اما هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که در باز شد و امیر با چشمانی پر از نفرت نسبت به من وارد اتاق شد، با دیدن او در جایم خشکم زد و تازه فهمیدم چه رکبی خوردم و همه این نقشه‌ها بازی امیر بوده و فرشید هم دوستش است.
از کاری که کردم پشیمانم اما نمی‌دانم چطور می‌توانم او را راضی کنم. تصمیم گرفته که مرا طلاق بدهد و دیگر حاضر نیست با من زندگی کند. او علیه من سند‌هایی جمع کرده که اگر به خانواده‌ام نشان دهد آبرویم می‌رود.

احساس فاصله با همسر، اولین عامل عهدشکنی زناشویی
جعفری، کارشناس ارشد روان‌شناسی عمومی مرکز مشاوره آرامش پلیس در این باره می‌گوید: تحقیقات نشان می‌دهد اشکالات موجود در زندگی زناشویی، عامل اصلی انحراف بسیاری از زوجین است و مهم‌ترین اشکال نحوه برخورد زوجین با یکدیگر و وجود شکافی عمیق در اعتماد بین آنهاست. همان‌طور که در این پرونده ملاحظه کردید، نارضایتی از زندگی و احساس فاصله با همسر و همچنین شبکه‌های اجتماعی فرصت‌های زمینه‌سازی است که دست‌ به ‌دست هم داده و زمینه بروز خیانت را در این خانواده به‌وجود آورده است.
هر چیزی که در خانواده شکاف ایجاد کند و احساس طرفین را از تعلق تهدید کند به عنوان ناقوسی است که زنگ خطر را برای عهدشکنی به صدا درمی‌آورد. در تحقیقات اکثر پژوهشگران عدم‌ارضای نیازهای اولیه هر زوجی و عدم‌رضایتمندی در رابطه اولیه از اولین فاکتورهای علل میل به عهد شکنی و خیانت به‌شمار می‌رود.
شکست زوجین در ارضای نیازهای عاطفی یکدیگر موجب ایجاد احساس ناکامی و ناخشنودی در فرد می‌شود و زمانی که این نیازها توسط فردی از جنس مخالف ارضا شود آن قدر در فرد احساس خشنودی ایجاد می‌کند که او حاضر است خطر داشتن ارتباط پنهانی با آن شخص را به جان بخرد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: